خوب و خرسی

پنجره رو باز گذاشتم نوشته های نشمیلو می خونم که هی رفته شمال

خوب خوابیدم خوب غذا خوردم حس آرامش خوبی دارم 

خدایا شکرت!

از توی توهماتم بوی کیک میاد! دوس دارم کیک درست کنم!

یکی نیس بگه نصفه شبی آخه؟ آش آبغوره ساعت ۱۲ شب بس نبود؟! :دی

+ فردا نوشت: 

کل ۱۰ ۱۱ ساعتی که خواب بودمو خواب شیرینی خامه ای دیدم :|

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۴۱
kherci

هر چی بیشتر میگذره بیشتر به نتیجه می رسم که آدم باید همه ی تمرکزشو بذاره رو حال خوب خودش و از درون خودش انرژی مثبت بگیره.

حداقل برا من که اینطوریه وقتی حالم خوبه همه باهام مهربونن پشت هم اتفاقای خوب برام می افته کلی پول گیرم میاد نمره هام شانسی شانسی خوب میشه! 

ولی وقتی حالم بده یه اتفاقایی می افته که قلبم می شکنه پولام تموم میشه مریض میشم و خلاصه هر چی بدبختیه سرم میاد!

واقعا که چی؟ تو این زندگی آخرش آدم میخواد به کجا برسه که اینقد خودشو اذیت کنه؟ 

مگه اون مردمی که با حرفاشون قلب ما رو می شکنن خودشون انسان کامل و بی نقصن؟

از ظهر تا حالا هی یه چیزی میخواد تو مغزم غرغر کنه سر همه چی منم هی بهش میگم هیسسسسس! به همینی که هس شکر! حتما این بهترین خیر و مصلحت بوده! 

هی میخواد غیبت کنه منم نمیذارم! وقتی می دونم گوینده ی این سخن خودش استرس داره و از نگرانی که خودش تو زندگیش داره هی میاد سر من خالی می کنه مگه خلم حرفاشو به خودم بگیرم یا خودمو ناراحت کنم؟ تازه خوبه که تا حالا هزااااار باااااارم حرفاش غلط از آب در اومده و اون اتفاق بدی که می گفته نیفتاده!! خلاصه که اون اگه خودش دلش تاریک شده و دنیا رو تیره و تار می بینه من چه کنم؟

من فقط مسئول گفتار و رفتار و افکار خودم هستم! اگه کسی واقعا از چیزی ناراحت باشه یا مشکلی داشته باشه خودشش درصدد حلش بر میاد من بهتره سرمو گرم کار و بار خودم کنم و خودمو قوی تر کنم و از زندگی لذت ببرم! 

اصلا آدمی که در حال دنبال کردن رویایی باشه و از زندگیش لذت ببره و سپاس گزار باشه غیرممکنه براش بد بیاد!! شانسکی کاراش درست میشه! نمونه ش همون کتاب کیمیاگر!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۱۵
kherci

ایشالا: 

دلم میخواد گوشه ی اتاقم بامبو بذارم ملافه ی صورتی از همونا که مریم ترم ۱ داشت بخرم!

کلی کتاب داستان و قصه و در مورد هنر و انیمیشن و نقاشی و 


اصلا دلم زندگی می خواد!!!

خدایا کی زنده م می کنی دوباره؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۰۵:۵۴
kherci

که حاضرم یه ساعت گریه زاری کنم ولی ۱۰ دقیقه کار انجام ندم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۷
kherci

چه راه طولانی رو اومدم! نباید یادم بره از کجا اومدم تا به این جا رسیدم!

از اون روزایی که نمی دونستم دیود برا چی بود اصلا! و میکرو رو چه جوری باید پروگرام کرد یا روشن کرد؟!

از اون روزایی که یه led رو که روشن می کردم از خوشحالی اشک شوق می ریختم :دی 

از اون روزایی که تلفظ پین هدر رو بلد نبودم و نمی دونستم lcd چه جوری کار می کنه! از اون روزایی که ۱۶ ساعت می خوابیدم و روزی ۱ ساعت گریه می کردم چون هیچی بلد نبودم!!! از اون روزایی که فک می کردم بوردم خرابه و نمی دونستم باید روشنش کنم :دی 

از اون روزایی که وحشت می کردم از نبود لایبرری string و اینکه باید همه چیزو خودم بنویسم! 

از اون روزایی که استاد می گفت اگه بیگانه زنگ بزنه نباید به حرفش گوش بدیم و من جیغم در می اومد که کی حوصله داره اینو بنویسه؟!

از اون روزایی که اینقد با این چیز میزای برقی نامانوس بودم که یه ظهر تا عصر که کار کردم رو پروژم(تازه اونم من نشسته بودم بچه ها  درستش می کردن!)  اینقد خسته شدم که آرزو داشتم اون بورد مسخره سوخته باشه که مجبور بشیم بریم خونه هامون دیگه! تازه تا یه هفته بعدشم داشتم استراحت می کردم از بس به مغزم فشار اومده بود!!

بله! 

من از همچون جایی شروع کردم تا به این جا رسیدم و همینشم ساختم! نباید که گذشته ی خودمو فراموش کنم! حالا که بلد شدم نباید فک کنم که از روز اول اینقد بلد بودم!!! 

تازه تا همین روزای آخر بعضا نمی دونستم مشکلی که پیش اومده فقط به خاطر قطع و وصل شدن سیماس! و مسه اسکلا کدامو صد دور می خوندم!


حالا دوباره پایان نامه نوشتنو بلد نیستم و از اینکه تو مشخصات سیم ۹۰۰ نوشتن گیر افتادم دارم شروع می کنم! باید یادم بمونه این روزا رو که شبا ۲ ساعت می خوابم! مخصوصا یادم بمونه که اگه ارشد رتبه ی خوبی آوردم خر نشم دوباره برم دانشگاه خودمو گیر بندازم!!

خدایا جوجه شدم!

تو کمکم کن!

من دوس دارم ۲۰ شم ان شالله فقط و فقط ۲۰!! هر کاری لازم باشه انجام میدم ولی نمرمو کامل بده لطفا! من خیلی زحمت کشیدم و به تمامی وسوسه های شیطان نه گفتم و نذاشتم مال حرام بیاد تو زندگیم و نقطه به نقطه ی پروژمو خودم انجام دادم!

+ خب بالاخره رله و sim900 پخش و پلا رو نوشتم! جمع کردن اینا خودش کار حضرت فیله!!! 

+ الان دو تا آرزو دارم که اینقد از خودم دور می بینمشون که باورم نمیشه برآورده شن! در این حد که با خودم میگم خدایا ینی میشه من یه روزی دفاع کرده باشم؟!(۲۰ بشما!!ea) ینی میشه من یه روزی دختر داشته باشم؟!‌(ایشالا؟!) ینی میشه من یه روزی سوئیس زندگی کنمea؟!!

(حالا که لیست آرزو بود یه دونه اضافه کردم!)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۳۳
kherci

اینتراپتم یاد گرفتم که سه هفته رو اعصابم بوده خبر نداشتم!

خب الان دیگه کدم تموم شده و واقعا نمی خوام دست به هیچیش بزنم دیگه!(اگه بتونم!! و اگه ان شاالله درست باشه اینایی که نوشتم!)

فقط مونده پایان نامه که 17 روز قبل می خواستم "امشب شروع کنم بنویسم!!" و هنوز تو همون مرحله م :-s

خدایا میشه کمکم کنی؟!!

میشه برام بنویسی؟! من بلد نیستم! هیشکیم برام نمی نویسه :'(

خدایا! خیلی ناراحتم که این همه طول می کشه تا بنویسم کمکم کن دیگه!! عید شد من هنوز اون یکسال جادوییمو شروع نکردم :(

+ بارونیه :)

+ خدایا کمکم کن تموم شم برم دیگه!  

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۰۴:۰۸
kherci

پروژمو تو دی دفاع نکردم 

الان بلدم اسمسو نمایش بدم! 

کاش یه میز و صندلی راحت داشتم! اون صندلی که تو آزمایشگاه ارشدا بود خیلی راحت بود!

بلد نیستم اینتراپتی getchar کنم و دیگه همینه که هست!! امشب که خوابیدم دیگه حق ندارم به کدم دست بزنم!!(یه هفته س دارم همینو میگم!!)

دوس داشتم فردا پایان نامه مو نوشته باشم!! ولی فک کنم تا آخر هفته طول بکشه نوشتنش ea

امیدوارم دیگه جدی جدی تو هفته ی آینده دفاع کرده باشم ایشالا! مثلا سه شنبه 12 یا چهارشنبه 13 بهمن! 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۵ ، ۰۲:۴۰
kherci

https://coderanch.com/wiki/660111/Doesnt-Work-Useless


When posting, don't say "it didn't work". Rather, post at least the following information: 

  • What did happen
  • What you expected to happen and how it differs from the actual result
  • The complete and unedited text of any error message you received (be sure to use UBB code tags to preserve formatting, see UseCodeTags)

  • موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۲
    kherci

    خوابم میاد 

    دلم برا مامانم تنگ شده

    دوس دارم پروژه مو تو دی دفاع کنم ea

    نمی دونم چه جوری مسیجو نمایش بدم!

    خدایا کمکم کن

    <آمین>

    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۵
    kherci

    دو تا Serial داشتم که یکیش software serial بوده برداشتم جلو اون یکی کامنت گذاشتم این سخت افزاریه! 

    چقد جوجه بودم چقد چیزا بوده که نمی دونستم!! و چقد برام سخت بود یاد گرفتنشون!

    چقد چیزا هست که هنوزم نمی دونم! امیدوارم راحت یاد بگیرم!

    چقد چیزا هست که قراره هیچ وقت یاد نگیرم!!

    موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۱۷:۱۰
    kherci