خوب و خرسی

فهمیدم که خودم دست خودمو می بندم!! 
این ها همه ش عذر و بهانه است. من می تونم هر کاری خواستم انجام بدم!
اینکه کسی تشویقم نمی کنه دلیل خوبی برای درجا زدن و دست به کار نشدن نیست!! 
من باید راه خودمو برم. درسته که اگه محیط آرامش و شاد باشه موفق شدن راحته، ولی اگه همه چی حاضر و آماده نبود که دیگه نمیشه آدم بشینه دست رو دست بذاره! باید خودش بلند شه و زحمت بکشه آرامشو برا خودش فراهم کنه!
اساسا آرامش من فقط دست خودمه. می تونم یه حرفایی رو جدی نگیرم. حواسمو به هر چی بدم همون میشه ملکه ی ذهنم. 
بنابراین، این منم که انتخاب می کنم به چی فکر کنم!
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۴۶
kherci

سلام خدا! 

بالاخره پایان نامه هم نوشتم. ازت متشکرم. کمکم کن تو دفاعمم همه چی خوب باشه ایشالا و ۲۰ شم! خدایا من که می دونم این استادا ۲۰ نمیدن لطفا تو بهم ۲۰ بده! فرشته ها رو بفرس کمکم برن تو فکر استاده یه کاری کنن بهم ۲۰ بده!! ان شاالله

خدایا سرگردانم! نمی دونم بقیه ی زندگیم میخوام چه کار کنم! لطفا در اون موردم بهم کمک کن! به همه کمک کن!

آمین :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۱۰
kherci

همانا سخت ترین کار دنیا برای من اینه که بخوام کارایی که بقیه انجام دادنو نگاه کنم و به دمب هم بچسبونم!

من دلم میخواد آزاد و رها از تو ذهن خودم در بیارم همه چیو! 

از کپی کردن متنفرم :((

+ ترسیده ام. 

خدایا ترسیده ام. نجاتم می دهی؟ 

اگر زندگی ام را وقف تو کنم نجاتم می دهی؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۷
kherci

خدایا سلام!

خدایا میشه کمکم کنی لطفا؟

هوای تمیز شیراز

بوی بهار نارنج 

بهار خوشبوی شیراز ... 


اینم قسمتی از نامه به دخترداییم که نمی دونم چرا یه لحن عجیبی داره بعضی جاهاش!!

در نهایت دنیا دو روزه و همه ی این روزا هم خیلی زود میگذره نهایت چند صباحی دیگر مهمان خانه ی پدر و مادر هستیم و به زودی به خانه ی خود می رویم ان شالله و آن جا می توانیم مطابق میل خود زندگی کنیم و البته کلی هم مسئولیت و وظیفه به گردنمان است که دلتنگ همین علافی های خانه پدری خواهیم شد. احترام و محبتی که الان به پدر و مادر داریم سرمایه و ضامن خوشبختی آینده ی ماست هر چقدر الان تمرین صبوری و مذاکره و حل مساله و مشکل کنیم در آینده شخصیت صیقل خورده تر و زندگی راحت تری خواهیم داشت. اعصاب و جوانی خود را فدای رفتار ناآگاهانه ی دیگران ننماییم و هر انتقادی به پدر و مادر خود داریم بهتر است به جای غرغر تصمیم بگیریم در آینده با فرزندان خود مهربانی کنیم و از والدین توقع نداشته باشیم چرا که آنها از زمانه ی دیگری هستند و مثل ما به تحصیل و کتاب و اینترنت دسترسی نداشته اند آنها سختی های زیادی در زندگی کشیده اند و با وجود همه ی آنها ما را به دنیا آورده تا از زندگی لذت ببریم و جهان زیبا را ببینیم این آسمان و ابر آبی این درختان سبز و گوسفندان قشنگ که با آرامش در نوای نی چوپان می خوابند و هنگام راه رفتن صدای زنگوله قشنگی دارند و دم هایشان تکان می خورد. این پرندگان زیبا که هنگام پرواز به خدا فکر می کنند و تسبیح و حمد خدا می گویند و وقتی راه می روند سرشان جلوو عقب می رود. این صدای آب چشمه و زلالی آن که تصویر سنگ های کوچک و درشت و رنگارنگ از آن زیر پیداست. شنا کردن ماهی ها و صدف های روی ساحل و شن و ماسه های نرم که جای پای ما روی آن قشنگ می شود. امواج دریا که صدای آرامش بخشی دارد و با هر بار رفت و آمد ساحل را صاف و یکدست می کند. همه ی این ها نعمت خداست و ما باید شاکر باشیم که می توانیم این ها را ببینیم و لمس کنیم و صدایشان را بشنویم و در این بین اگر توانستیم به دیگران هم خدمتی کنیم و شادی در قلب دیگران بیافرینیم که وقتی در این جهان نبودیم یادمان و نام نیکویمان توشه ی راه سفر دیگرمان باشد ان شالله.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۰۶
kherci

دلم میخواد یه رادیو داشته باشم توش فقققققططططط چیزای شاد و خوب بگم که هیچوقت هیچ چیز منفی و غمگینی ازش پخش نشه. 

تلفن آدمای غمگین و غرغرو هم پخش نمی کنیم!

به واقعیت های جامعه هم کاری نداریم!

فققققط خوشی! 

برا آدمایی که مثل الان من بی اعصاب میشن و دوس دارن رادیو به یه زبان دیگه حرف بزنه که نفهمن چی میگه ولی مطمئن باشن داره چیزای خوبی میگه هم خوبه!!

خوابم میاد . دیشب یه لحظه هم نخوابیدم :(

خدایا!! کمک کن کی این پروژهههههه تموم میشه میره؟

قول میدم دیگه هیچوقت نرم دانشگاه قول میدم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۵
kherci

ایـــــــــــن همه زحمت کشیدم که هزار تا قابلیت بذارم توش بعد رفتم کلی با هیجان توضیح دادم که اینم بلده اونم بلده (ینی فقط پشتک نمی زنه!)

بعد استادم برگشته میگه چرا؟!

:|

تازه اومد امتحانش کنه همون اول ب بسم الله گیر کرد به خاطر نبود یکی از دیلی ها :| 

ولی من مطمئنم اون شب برا الهه درست کار کرد

آخه خدا چرا؟!

چرا یه بار خستگی رو از تن آدم در نمیاری؟!

ینی میشه یه رووووزی منم دفاع کرده باشم ایشالا؟!

ینی میشه یه روزی منم پایان نامه نوشته باشم؟ ینی میشه؟ ea

ینی میشه من ۲۰ شم؟ ea

استاد که از همین الان آب پاکی رو ریخت رو دستم که بهت ۲۰ نمیدم ایشالا که یه نمره ی بالا می گیری!!

اصلا سگ تو ضرر میرم ۱۷ ۱۸ میشم میرم خونه مون ولی دیگه م هیچوقت دانشگاه نمیام!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۴۱
kherci

پنجره رو باز گذاشتم نوشته های نشمیلو می خونم که هی رفته شمال

خوب خوابیدم خوب غذا خوردم حس آرامش خوبی دارم 

خدایا شکرت!

از توی توهماتم بوی کیک میاد! دوس دارم کیک درست کنم!

یکی نیس بگه نصفه شبی آخه؟ آش آبغوره ساعت ۱۲ شب بس نبود؟! :دی

+ فردا نوشت: 

کل ۱۰ ۱۱ ساعتی که خواب بودمو خواب شیرینی خامه ای دیدم :|

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۴۱
kherci

هر چی بیشتر میگذره بیشتر به نتیجه می رسم که آدم باید همه ی تمرکزشو بذاره رو حال خوب خودش و از درون خودش انرژی مثبت بگیره.

حداقل برا من که اینطوریه وقتی حالم خوبه همه باهام مهربونن پشت هم اتفاقای خوب برام می افته کلی پول گیرم میاد نمره هام شانسی شانسی خوب میشه! 

ولی وقتی حالم بده یه اتفاقایی می افته که قلبم می شکنه پولام تموم میشه مریض میشم و خلاصه هر چی بدبختیه سرم میاد!

واقعا که چی؟ تو این زندگی آخرش آدم میخواد به کجا برسه که اینقد خودشو اذیت کنه؟ 

مگه اون مردمی که با حرفاشون قلب ما رو می شکنن خودشون انسان کامل و بی نقصن؟

از ظهر تا حالا هی یه چیزی میخواد تو مغزم غرغر کنه سر همه چی منم هی بهش میگم هیسسسسس! به همینی که هس شکر! حتما این بهترین خیر و مصلحت بوده! 

هی میخواد غیبت کنه منم نمیذارم! وقتی می دونم گوینده ی این سخن خودش استرس داره و از نگرانی که خودش تو زندگیش داره هی میاد سر من خالی می کنه مگه خلم حرفاشو به خودم بگیرم یا خودمو ناراحت کنم؟ تازه خوبه که تا حالا هزااااار باااااارم حرفاش غلط از آب در اومده و اون اتفاق بدی که می گفته نیفتاده!! خلاصه که اون اگه خودش دلش تاریک شده و دنیا رو تیره و تار می بینه من چه کنم؟

من فقط مسئول گفتار و رفتار و افکار خودم هستم! اگه کسی واقعا از چیزی ناراحت باشه یا مشکلی داشته باشه خودشش درصدد حلش بر میاد من بهتره سرمو گرم کار و بار خودم کنم و خودمو قوی تر کنم و از زندگی لذت ببرم! 

اصلا آدمی که در حال دنبال کردن رویایی باشه و از زندگیش لذت ببره و سپاس گزار باشه غیرممکنه براش بد بیاد!! شانسکی کاراش درست میشه! نمونه ش همون کتاب کیمیاگر!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۱۵
kherci

ایشالا: 

دلم میخواد گوشه ی اتاقم بامبو بذارم ملافه ی صورتی از همونا که مریم ترم ۱ داشت بخرم!

کلی کتاب داستان و قصه و در مورد هنر و انیمیشن و نقاشی و 


اصلا دلم زندگی می خواد!!!

خدایا کی زنده م می کنی دوباره؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۰۵:۵۴
kherci

که حاضرم یه ساعت گریه زاری کنم ولی ۱۰ دقیقه کار انجام ندم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۴۷
kherci