خوب و خرسی

نمی دونم اگه چند سال قبل در غیبت اقای ***** شرکت نکرده بودم و نشنیده بودم که خیلی مارمولکه آیا بازم این بلا سرم می اومد یا نه؟

من مطمئنم که کارم مشکلی نداشته هیچ گونه غلط و اشتباهی نداشته. امیدوارم اون یک مورد واقعا غلط بوده باشه تا اینکه اون شخص قرار باشه دروغگو و مارمولک از آب در بیاد 


به هر حال من چه نقشی می تونستم داشته باشم؟ من باید پاسخگوی اعمال خودم باشم و نمی تونم که همه ی جهان رو کنترل کنم. 


اما واقعا قلبم از اینکه کسی به یه نفر دیگه بی محبتی کنه یا ظلمی کنه یا خلاصه از هرگونه ناخالصی به درد میاد. 


این جاست که شاعر میگه


Oh baby you're too pure 

your'e too pure for this wrecked world


شاید مشکل اینه که گفته wrecked world 

دنیا با تمام این اتفاقاش هنوزم جای قشنگ و دوست داشتنیه به نظر من!

امیدوارم هیچ وقت هیچ کسی مجبور نشه برای به دست آوردن علایقش از مسیرهای ناصحیح عبور کنه.

امیدوارم خدا گناهان تمام مردم رو ببخشه!


پ.ن: خوب که من امامی پیامبری چیزی نشدم وگرنه از دل نازکی برا مردمم، همون روز اول از پا در می اومدم. چه صبری داشتن انبیا...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۳۰
kherci

بخیر گذشت!!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۵۵
kherci

خدایا کمک کن یه حرفی داشته باشم برا گفتن!!

خدایا کمکم کن زود تموم نشه!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۳۴
kherci

سلام خدای من خدای عزیزم!

لطفا کمکم کن همه چی به خوبی و خوشی و عالی پیش بره و به همه خوش بگذره و خاطره ی خوبی بشه ان شالله و یه عکسی که همه ی آدمای توشو دوست دارم بشه :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۳۱
kherci
فهمیدم که خودم دست خودمو می بندم!! 
این ها همه ش عذر و بهانه است. من می تونم هر کاری خواستم انجام بدم!
اینکه کسی تشویقم نمی کنه دلیل خوبی برای درجا زدن و دست به کار نشدن نیست!! 
من باید راه خودمو برم. درسته که اگه محیط آرامش و شاد باشه موفق شدن راحته، ولی اگه همه چی حاضر و آماده نبود که دیگه نمیشه آدم بشینه دست رو دست بذاره! باید خودش بلند شه و زحمت بکشه آرامشو برا خودش فراهم کنه!
اساسا آرامش من فقط دست خودمه. می تونم یه حرفایی رو جدی نگیرم. حواسمو به هر چی بدم همون میشه ملکه ی ذهنم. 
بنابراین، این منم که انتخاب می کنم به چی فکر کنم!
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۴۶
kherci

سلام خدا! 

بالاخره پایان نامه هم نوشتم. ازت متشکرم. کمکم کن تو دفاعمم همه چی خوب باشه ایشالا و ۲۰ شم! خدایا من که می دونم این استادا ۲۰ نمیدن لطفا تو بهم ۲۰ بده! فرشته ها رو بفرس کمکم برن تو فکر استاده یه کاری کنن بهم ۲۰ بده!! ان شاالله

خدایا سرگردانم! نمی دونم بقیه ی زندگیم میخوام چه کار کنم! لطفا در اون موردم بهم کمک کن! به همه کمک کن!

آمین :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۱۰
kherci

همانا سخت ترین کار دنیا برای من اینه که بخوام کارایی که بقیه انجام دادنو نگاه کنم و به دمب هم بچسبونم!

من دلم میخواد آزاد و رها از تو ذهن خودم در بیارم همه چیو! 

از کپی کردن متنفرم :((

+ ترسیده ام. 

خدایا ترسیده ام. نجاتم می دهی؟ 

اگر زندگی ام را وقف تو کنم نجاتم می دهی؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۷
kherci

خدایا سلام!

خدایا میشه کمکم کنی لطفا؟

هوای تمیز شیراز

بوی بهار نارنج 

بهار خوشبوی شیراز ... 


اینم قسمتی از نامه به دخترداییم که نمی دونم چرا یه لحن عجیبی داره بعضی جاهاش!!

در نهایت دنیا دو روزه و همه ی این روزا هم خیلی زود میگذره نهایت چند صباحی دیگر مهمان خانه ی پدر و مادر هستیم و به زودی به خانه ی خود می رویم ان شالله و آن جا می توانیم مطابق میل خود زندگی کنیم و البته کلی هم مسئولیت و وظیفه به گردنمان است که دلتنگ همین علافی های خانه پدری خواهیم شد. احترام و محبتی که الان به پدر و مادر داریم سرمایه و ضامن خوشبختی آینده ی ماست هر چقدر الان تمرین صبوری و مذاکره و حل مساله و مشکل کنیم در آینده شخصیت صیقل خورده تر و زندگی راحت تری خواهیم داشت. اعصاب و جوانی خود را فدای رفتار ناآگاهانه ی دیگران ننماییم و هر انتقادی به پدر و مادر خود داریم بهتر است به جای غرغر تصمیم بگیریم در آینده با فرزندان خود مهربانی کنیم و از والدین توقع نداشته باشیم چرا که آنها از زمانه ی دیگری هستند و مثل ما به تحصیل و کتاب و اینترنت دسترسی نداشته اند آنها سختی های زیادی در زندگی کشیده اند و با وجود همه ی آنها ما را به دنیا آورده تا از زندگی لذت ببریم و جهان زیبا را ببینیم این آسمان و ابر آبی این درختان سبز و گوسفندان قشنگ که با آرامش در نوای نی چوپان می خوابند و هنگام راه رفتن صدای زنگوله قشنگی دارند و دم هایشان تکان می خورد. این پرندگان زیبا که هنگام پرواز به خدا فکر می کنند و تسبیح و حمد خدا می گویند و وقتی راه می روند سرشان جلوو عقب می رود. این صدای آب چشمه و زلالی آن که تصویر سنگ های کوچک و درشت و رنگارنگ از آن زیر پیداست. شنا کردن ماهی ها و صدف های روی ساحل و شن و ماسه های نرم که جای پای ما روی آن قشنگ می شود. امواج دریا که صدای آرامش بخشی دارد و با هر بار رفت و آمد ساحل را صاف و یکدست می کند. همه ی این ها نعمت خداست و ما باید شاکر باشیم که می توانیم این ها را ببینیم و لمس کنیم و صدایشان را بشنویم و در این بین اگر توانستیم به دیگران هم خدمتی کنیم و شادی در قلب دیگران بیافرینیم که وقتی در این جهان نبودیم یادمان و نام نیکویمان توشه ی راه سفر دیگرمان باشد ان شالله.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۰۶
kherci

دلم میخواد یه رادیو داشته باشم توش فقققققططططط چیزای شاد و خوب بگم که هیچوقت هیچ چیز منفی و غمگینی ازش پخش نشه. 

تلفن آدمای غمگین و غرغرو هم پخش نمی کنیم!

به واقعیت های جامعه هم کاری نداریم!

فققققط خوشی! 

برا آدمایی که مثل الان من بی اعصاب میشن و دوس دارن رادیو به یه زبان دیگه حرف بزنه که نفهمن چی میگه ولی مطمئن باشن داره چیزای خوبی میگه هم خوبه!!

خوابم میاد . دیشب یه لحظه هم نخوابیدم :(

خدایا!! کمک کن کی این پروژهههههه تموم میشه میره؟

قول میدم دیگه هیچوقت نرم دانشگاه قول میدم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۵
kherci

ایـــــــــــن همه زحمت کشیدم که هزار تا قابلیت بذارم توش بعد رفتم کلی با هیجان توضیح دادم که اینم بلده اونم بلده (ینی فقط پشتک نمی زنه!)

بعد استادم برگشته میگه چرا؟!

:|

تازه اومد امتحانش کنه همون اول ب بسم الله گیر کرد به خاطر نبود یکی از دیلی ها :| 

ولی من مطمئنم اون شب برا الهه درست کار کرد

آخه خدا چرا؟!

چرا یه بار خستگی رو از تن آدم در نمیاری؟!

ینی میشه یه رووووزی منم دفاع کرده باشم ایشالا؟!

ینی میشه یه روزی منم پایان نامه نوشته باشم؟ ینی میشه؟ ea

ینی میشه من ۲۰ شم؟ ea

استاد که از همین الان آب پاکی رو ریخت رو دستم که بهت ۲۰ نمیدم ایشالا که یه نمره ی بالا می گیری!!

اصلا سگ تو ضرر میرم ۱۷ ۱۸ میشم میرم خونه مون ولی دیگه م هیچوقت دانشگاه نمیام!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۴۱
kherci